Saturday, August 17, 2002

مراقبه، توجهی است که در آن هشياری بدون انتخاب نسبت به حرکت چيزها، غارغار کلاغها، صدای اره الکتريکی از ميان جنگل، لرزش برگها، جويبار پرسروصدا، صدای پسرک، احساسات، انگيزه ها، افکار بهم بافته و رونده در ژرفا و هشياری نسبت به کل خودآگاهی وجود دارد، و در اين توجه، زمان به عنوان ديروزی که تا فردا ادامه دارد نيست بلکه پيچيدگی و احوليت خودآگاهی کاملا آرام و ساکت شده است.
در اين آرامش، حرکت غير قابل اندازه گيری و غيرقابل قياسی وجود دارد. حرکتی که "بودنی" ندارد و اين جوهر و برکت مرگ و زندگی است، حرکتی که نمی تواند پيروی شود زيرا ردپايی از خود بجا نمی گذارد. چرا که آرام وبی جنبش است ولی در عين حال جوهر تمامی حرکتهاست.