Friday, July 09, 2004

او آوازی برای خواندن دارد و می خواند.
او رقصی برای رقصيدن دارد و می رقصد.
وقتی فرويد می گويد خدا نوعی آرزوی ارضاء است، چندان اشتباه نمی کند.
او در مورد نودونه درصد مردم درست می گويد.
I remember
forgetting everything

Sunday, July 04, 2004

مار خزيد و رفت،
اما چشمهاش که به من خيره شده بود،
در علفها ماند.
هيچ يک سخنی نگفتند،
نه ميهمان، و نه ميزبان
و نه داوودی های سپيد.
ونگوک ديوانه ی خورشيد بود.